جمعه، دی ۱۲

قوانین جدید 2015 در ناروی (نروژ)



از ابتدای سال 2015 میلادی قوانین جدیدی در نروژ به مرحله ی اجرا گذاشته می شوند. البته برخی قوانین قدرت اجرایی خودشان را کمی دیرتر و به تدریج به خود می گیرند. در مطلب زیر به مهمترین این تغییرات در قوانین اشاره می شود.

قوانین جدید:

1- قمار خصوصی در صورتی که بیشینه سهم قمار 10000 کرون و بیشینه سهم هر قمارباز از 1000 کرون بیشتر نشود قانونی تلقی می شود.

2- بر اساس قانونی که از سال 2011 میلادی به بعد وضع شده بود اقدام به سقط جنین پس از هفته ی 22 ام بارداری امری غیرقانونی بود اما از ابتدای سال 2015 میلادی،امکان سقط جنین در هر زمانی پس از بارداری در بیمارستانهای نروژ کاملا قانونی خواهد بود.

3- سقف معافیت مالیاتی مربوط به خرید کالاها از راه خرید آنلاین و اینترنتی از 200 کرون سابق به 350 کرون افزایش یافت.

4- از روز 15 ام مارچ سال 2015 میلادی،مالیاتی برای پلاستیک های خرید یا Pose در فروشگاههای کل کشور در نظر گرفته می شود. قیمت هر کدام از پلاستیک های خرید به 1.5 کرون خواهد رسید و این بدان معناست که اگر شما 5 پلاستیک در هفته بخرید، 250 کرون در سال برای دولت درآمدزایی خواهد داشت.
 
5- از ابتدای سال 2015 میلادی، تمامی فروشگاههای خرید مشروبات الکلی در نروژ Vinmonopolet اجازه خواهند داشت که حتا در روزهای تعطیل رسمی مثل روزهای کریسمس،عیدپاک و روزهای انتخابات نیز باز باشند. همچنین به فروشگاههای دیگری که در آنها مشروبات الکی با درصد الکل کمتر فروخته می شود اجازه داده شده است که در روزهای انتخابات بتوانند مشروبات الکلی بفروشند.

6- ا
ز ابتدای سال 2015 میلادی،بیمارستانهای دولتی اجازه می یابند فرزندان پسر را با هزینه ای که توسط دولت بازگردانده می شود ختنه کنند.

7- 
از ابتدای سال 2015 میلادی، عوارض سالیانه مربوط به خودروهای هیبریدی کاهش می یابد که منجر به کاهش قیمتی بین 15 تا 20 هزارکرون در مدلهای مختلف می شود. بیشینه عوارض مربوط به هزینه ثبت خودرو نیز از رقم 17223 کرون به بیشینه 3700 کرون کاهش می یابد. عوارض سالیانه مربوط به تریلرهای کمپ نیز حذف می شود.

8- 
از ابتدای سال 2015 میلادی،عوارض سالیانه موتورسیکلت ها و اسنوموبیل ها بطور متوسط 30% کاهش می یابد.

9- خدمت اجباری سربازی برای زنان از ماه جولای سال 2016 میلادی به مرحله اجرا گذاشته می شود. نروژ نخستین کشور اروپایی خواهد بود که در راستای تساوی جنسیتی به چنین اقدامی دست زده است.

10- افراد بیکار دیگر هزینه رفتن به تعطیلات یا همان Holiday Pay و همچنین مزایای مربوط به دوره ی بیماری را دریافت نخواهند کرد و تنها می توانند از مزایای بیمه بیکاری خود برخوردار شوند. همچنین مزایای تکمیلی برای افراد نان آور که مسئولیت افراد زیر 18 سال را در خانه دارند هم قطع خواهد شد.

11- افرادی که خودفرما هستند یعنی دارای شرکت ثبت شده متعلق به خودشان هستند می توانند از مزایای بیماری بیشتری برای فرزندان بیمار خود برخوردار شوند.



سه‌شنبه، آذر ۲۵

تنبیه بحث‌برانگیز چهار دانش‌آموز افغان در ایران

چهار دانش‌آموز افغان در یکی از مدارس شهرستان پاکداشت در استان تهران از سوی معلم خود به شکلی «تحقیرآمیز» تنبیه شدند.
در حال حاضر ۳۴۰ هزار دانش‌آموز اتباع سایر کشورها، از جمله افغانستان و عراق در مدارس جمهوری اسلامی مشغول به تحصیل هستند.
در حال حاضر ۳۴۰ هزار دانش‌آموز اتباع سایر کشورها، از جمله افغانستان و عراق در مدارس جمهوری اسلامی مشغول به تحصیل هستند.
روزنامه شهروند روز سه‌شنبه ۲۵ آذر گزارش داد که «حمید، مرتضی، یاسین و محمدرضا» چهار دانش‌آموز افغان هستند که «معلم‌شان آن‌ها را به دلیل نداشتن کتاب، مجبور کرده که به سرویس‌های بهداشتی مدرسه بروند و دست‌شان را در سنگ توالت دستشویی فرو کنند.»
این چهار دانش‌آموز در کلاس سوم یکی از مدارس پاکدشت که ویژه افغان‌هاست، درس می‌خوانند.
بر پایه آمار رسمی در حال حاضر ۳۴۰ هزار دانش‌آموز اتباع سایر کشورها، از جمله افغانستان و عراق در مدارس جمهوری اسلامی مشغول به تحصیل هستند.
سکینه بهره‌مندی، مادر یکی از دانش‌آموزان کلاس سوم مدرسه و عضو پیشین انجمن اولیا و مربیان این مدرسه وقوع این تنبیه را تأیید کرده است.
وی گفت: «هفته گذشته بود که پسرم این ماجرا را برای من تعریف کرد. بعد از آن شنیدم مدرسه پدر و مادرها را خواسته، با آن‌ها جلسه گذاشته و مدیر به آن‌ها گفته که معلم خاطی را اخراج کرده و بهتر است که در این‌‌باره شکایت نکنند، چرا که اگر به قول او دراین‌باره جار و جنجال راه بیندازند، مدرسه تعطیل می‌شود و فرزندانشان از درس و مشق می‌افتند. پدر و مادرهای این چهار دانش‌آموز هم ترسیدند و به هیچ‌کس گزارشی در این ‌باره ندادند.»
محمدرضا احمدی، یکی از چهار دانش‌آموزی که از سوی معلمش تنبیه شده، گفته است:‌«ما آن روز دفترمان را به مدرسه نبرده بودیم. آقا به من و سه نفر دیگه گفت از این به بعد یا درس می‌خوانید، یا … می‌خورید. ما خیلی گریه کردیم ولی آقا به امیرحسین گفت باید ما را به دستشویی ببرد، به او گفت که اگر ما این کار را نکنیم، او را خط‌کش می‌زند.»
محمدرضا می‌گوید: «بعدش امیرحسین ما را به دستشویی برد و حمید انگشت خودش را که  داخل دستشویی کرده بود، خورد، من و بقیه اما انگشتمان را زدیم توی دستشویی بعد از آن یکی از بچه‌ها زودتر از ما از دستشویی فرار کرد و آقای عظیمی، ناظم مدرسه را دید، او هم آمد و ما را به دفتر مدرسه برد. حمید را بردند و به سر و صورتش آب زدند.»
غلام‌علی خانی، مدیر اداره آموزش و پرورش پاکدشت می‌گوید معلم مدرسه، این چهار دانش‌آموز را تنبیه کرده اما نه به شکلی که این دانش‌آموزان تعریف کرده‌اند.
به‌گفته خانی «معلم آن روز به این چهار دانش‌آموز گفته که بروند سالن را تمیز کنند.» او می‌گوید این معلم اخراج نشده و به یکی دیگر از مدارس پاکدشت منتقل شده است.
او گفت پاکدشت، ٢٧٧ واحد آموزشی و  ۶٢‌ هزار دانش‌آموز دارد که از این تعداد حدود ١٠‌هزار نفر اتباع خارجی‌اند.
اما با این‌که مدیر اداره آموزش و پرورش پاکدشت تنبیه دانش‌آموزان در مدرسه این شهر را تأیید می‌کند، داوود تاجیک، مدیر این مدرسه وقوع هر نوع تنبیه در این مدرسه را تکذیب می‌کند. او می‌گوید: «در مدرسه ما هیچ اتفاقی نیفتاده و این موضوع  شایعه است.»
تاجیک سخنان دانش‌آموزان این مدرسه را «صحنه‌سازی» می‌داند، زیر که به قول او «آن‌ها می‌خواهند با این حرف‌ها مدرسه‌شان با مدارس ایرانی ادغام شود.»
تاجیک دلیل جابه‌جایی معلم کلاس سوم را هم ناراحتی قلبی او می‌داند و می‌گوید: «بنده خدا را به مدرسه دیگری فرستادیم تا کار سبک‌تری انجام دهد. »
با این‌که تنبیه بدنی دانش‌آموزان در ایران ممنوع است اما هر ساله گزارش‌هایی در مورد تنبیه دانش‌آموزان در مدارس این کشور منتشر می‌شود.

پنجشنبه، آبان ۲۲

بلاتکلیفی پناهجویان در ناروی 2014 و 2015

با سلام به همه دوستان. متاسفانه در چند سال گذشته تعداد بسیار زیادی از هموطنان ما پس از درخواست پناهندگی در ناروی جواب رد گرفتند. عمده دلیل رد شدن تقاضایشان نداشتن دلیل محکم و مدرک برای اثبات ادعایشان میباشد و جواب سازمان مهاجرت ناروی این است که اگر جانشان در ولایتشان در خطر است میتوانند در ولایات دیگر زندگی کنند مثل کابل . مشکل اساس تمامی هموطنانی که از افغانستان می آیند٬ نداشتن یک دوسیه قوی همراه مدرک است.متاسفانه پناهجویان افغانستان تنها به فکر رسیدن به کشور مورد نظر هستند و کمترین توجه را به کیس و دوسیه قوی دارند.



 یک تعداد از این هموطنان دوباره به محکمه نمدا(UNE) دعوت شده و اینترویوی دوباره شدند. و بسیاری از آنها دوباره منفی گرفتند. درصد بسیار زیادی دیپورت شدند و عده بسیاری هم به کشورهای دیگر متواری شدند.
حال چاره چیست؟
هموطنانی که ترک خاک گرفتند و در خطر دیپورت هستند چه باید بکنند؟
اگر شما هم یکی از افرادی هستید که با این مشکل روبرو هستید٬ متن زیر ممکن است که کمی به شما کمک کند.
  • اگر فامیل باشید و داری چند فرزند خرد و کلان هستید شانس بسیار زیادی برای اقامت شما وجود دارد. پس حتی اگر منفی و ترک خاک دارید٬ تلاش کنید که خود را در ناروی نگه دارید و از ناروی خارج نشوید. ممکن است زمان بگیرد ولی حتما قبول میشوید. البته باز هم همه چیز بستگی به پرونده شما و دلیل شما برای ترک وطن دارد. 

  • اگر مجرد هستید ٬ متاسفانه شرایط شما در حال حاضر چندان مناسب نمیباشد. به این دلیل که دولت ناروی طبق قراردادی که با وزیر مهاجرت ( جماهیر انوری) و دولت کرزی دارد ٬ میتواند تمامی کسانی را که دوسیه شان در ناروی رد شده را دیپورت کند. پس بهترین راه مخفی شدن است ویا تغییر مکان تا که از شدت دیپورت به افغانستان کم شود ویا قوانین سختگیرانه دولت  ناروی تغییر کند. اطمینان داشته باشید که اوضاع به همین شکل نمی ماند.

  • اگر خانم مجرد هستید٬ به همراه اولاد یا تنها. شانس شما هم برای اقامت در ناروی زیاد است. ولی باید توجه داشته باشید که دولت ناروی و سازمان مهاجرت ناروی UDI صدها پرونده مشابه شما داشته اند . که خانم مجرد به دروغ خود را بدون شوهر و سرپرست معرفی کرده  و یا گفته که شوهرش را گم کرده و بلا درک است. و پس از دریافت اقامت در ناروی اقدام به ازدواج مجدد کرده ٬ویا ادعا کرده که شوهرش پیدا شده است. به همین دلیل دولت ناروی در چند سال اخیر بسیار با احتیاط و بی اعتماد به دوسیه شان با خانمهای مجرد رفتار کرده و کاملا آنها زیر نظر دارد. در صورت ازدواج مجدد و درخواست الحاق شوهر ٫ دوسیه آنها را دوباره باز و بررسی میکند. دولت ناروی در بعضی موارد قبولی آنها را پس میگیرد و ترک خاک برایشان میدهد. در مواردی به خانمهایی که جواب قبولی گرفته اند گفته شده که حق ازدواج و یا الحاق همسر را تا دریافت تابعیت ناروی ندارند. کم از کم تا ۵ سال. 
البته باز هم میگویم که تمامی این مسایل بستگی به کیس و دوسیه افراد دارد. شرایط افراد با یکدیگر متفاوت است. 

در صورتی که سوال داشتید و نیاز به راهنمایی با سازمان نواس NOAS تماس بگیرید و همچنین با مراجعه به صفحه فیس بوک صدای مهاجر اطلاعات خود را به اشتراک گذاشته و یا راهنمایی دریافت کنید.
برای ورود به صفحه فیسبوک صدای مهاجر بر لینکهای زیر کلیک کنید.



چهارشنبه، مهر ۲

اظهارنظرهای دانشمندان در رابطه با قرآن کریم (قسمت ۲)

یوشیدی کوسان[1]
مدیر رصد خانه توکیو، توکیو، ژاپن
شیخ عبدالمجید- الزیندانی، تعدادی از آیات قرآن را که توصیفاتی از آغاز جهان و از آسمان ها، و ارتباطاتی از زمین به آسمان ها می باشد، را ارائه می دهد. شگفتی اش را این گونه ابراز می کند، می گوید که؛ توصیفات قرآن، جهان را آن گونه که از بلندترین نقطه مشاهده کنند، نشان می دهد. همه چیز مشخص و روشن است.
" می گویم، با دست یافتن به حقایق واقعی نجوم در قرآن، فوق العاده تحت تاثیر قرار گرفتم. برای ما منجمان عصر حاضر، تحقیق بخش بسیار کوچکی از عالم هستی بوده است. از آنجا که با استفاده از تلسکوپ می توانیم تنها بخش های بسیار کوچکی از آسمان را، بدون تفکر در رابطه با کل جهان ببینیم؛ بنابراین، با مطالعه قرآن می توانیم به پاسخ سوالات مان برسیم. فکر می کنم که بتوانم مسیر آینده تحقیق و تفحص ام در جهان را بیابم."[1]

پروفسور آرمسترانگ[2]
پروفسور آرمسترانگ برای ناسا کار می کند و هم چنین استاد نجوم دانشگاه کانزاس، لارنس، کانزانس، ایالات متحده آمریکا است.
پروفسور آرمسترانگ در مورد رابطه آیات قرآنی با رشته تخصصی خود، سوالاتی را جویا شده است. درنهایت پرسیده است؛" شما خودتان رشد ماهیت واقعی ستاره شناسی معاصر، سفینه ها و ماهواره ها را توسط انسان دیده و کشف کرده اید؛ هم چنین دیده اید که چگونه همان حقایق، چهارده قرن پیش توسط قرآن ذکر شده اند. بنابراین نظرتان چیست؟"
" پاسخ گویی به این سوال دشوار است؛ اینکه در این جا، در رابطه با چیزی که قبل از بحث مان به آن فکر می کرده ام، پاسخ دهم. خاطرنشان می سازم، که چگونه به طرزی چشمگیر؛ نوشته های کهن با نظرات ستاره شناسی مدرن و جدید مطابقت دارد. به طور کامل و با اطمینان می گویم؛ که خودم را به عنوان محققی زبردست درمورد رویدادهایی که 1400 سال پیش در تاریخ بشریت اتفاق افتاده اند، معرفی نمی کنم.
بدیهی است؛ که زمانی تمایل داشتم، این موضوع را رها کنم. از آنجا که به نظر ما استثنایی می رسید، ممکن است این توضیح علمی را بپذیریم و یا شاید نپذیریم، و ممکن است چیزی فراتر از آنچه را که درک کرده و به عنوان تجربه انسانی بیان

اظهارنظرهای دانشمندان در رابطه با قرآن کریم( قسمت ۱)

گزیده هایی از فیلم ویدئویی " حقیقت، این است"، توسط شیخ عبدالمجید ابن الزیندانی، مدیر پروژه معجزات علمی در قرآن و حدیث، دانشگاه شاه عبدالعزیز، جده، عربستان سعودی.
( به کوشش: الیاس کریم)

کیت . ال . مور
 ( تحقیقات پیرامون علقه[1] یا مرحله زالویی )
استاد ممتاز بازنشسته گروه آناتومی و بیولوژی سلولی، دانشگاه تورنتو. جنین شناس برجسته و نویسنده چندین کتاب درسی در رشته پزشکی، از جمله؛ آناتومی تشخیص بالینی[2] (چاپ سوم) و رشد انسانی[3] ( چاپ پنجم با همکاری پرساود[4]).
دکتر مور، رئیس سابق انجمن کالبد شناسان کانادا و انجمن کالبد شناسان بالینی آمریکا است. وی مفتخر به دریافت بورس تحصیلی معتبر J.C.B  شد و در سال 1994 میلادی، مفتخر به دریافت جایزه اعضای انجمن کالبد شناسان بالینی آمریکا "  به جهت ارائه مقالات برجسته در زمینه آناتومی بالینی" گردید.
" درطول مدت سه سال گذشته، با هیئت بررسی جنین شناسی دانشگاه شاه عبدالعزیز در جده، عربستان سعودی، برای دستیابی به تفسیر بسیاری از اظهارات موجود در قرآن و سنت، هم چون؛ اشاره به تولید مثل و رشد جنین پیش از زایمان، همکاری نمودم .
نخستین بار، به دلیل صحت اظهاراتی که در قرن هفتم بعد از میلاد، قبل از این که علم جنین شناسی دایر گردد، به ثبت رسیده بودند؛ شگفت زده شدم. اگرچه، از تایخ باشکوه دانشمندان مسلمان در قرن دهم بعد از میلاد و بسیاری از مقالات شان در پزشکی، آگاهی داشتم، با این حال؛ در رابطه با حقایق مذهبی و باورهایی که در قرآن و سنت گنجانده شده بودند، چیزی نمی دانستم.
دکتر مور در کنفرانسی در قاهره با ارائه مقاله ای پژوهشی، چنین اظهار داشت:
" کمک به تشریح موضوعات موجود در قرآن کریم، در رابطه با رشد انسان، لذتی را برای من به همراه داشته است. البته؛ این موضوع برایم روشن است که این اظهارات باید به وسیله محمد از سوی خدا، یا همان الله آمده باشد؛ چرا که بخش عمده ای از این دانش تا قرن ها پیش کشف نشده بود. و این قضیه به من ثابت می کند که باید محمد به عنوان یک رسول از سوی خداوند، یا همان الله، فرستاده شده باشد."[1]
پروفسور مور هم چنین اظهار داشت که:
"... از آنجا که به نمایش در آوردن جنین انسان، به علت فرآیند مداوم تغییر در طی رشد، پیچیده است؛ پیشنهاد شده است که روش جدیدی از طبقه بندی، می تواند با استفاده از شرایط ذکر شده در قرآن و سنت؛ عملی گردد. شیوه پیشنهادی؛ ساده، جامع  و مطابق با دانش جنین شناسی عصر حاضر است. "
" مطالعات فشرده در رابطه با قرآن و حدیث درطول چهار سال گذشته، روشی از طبقه بندی جنین انسان را نشان داده است؛ که از زمان به ثبت رسیدن آن در قرن هفتم بعد از میلاد تا به حال، حیرت انگیز است... توصیفات موجود در قرآن، نمی تواند براساس آگاهی علمی در قرن هفتم صورت گرفته باشد..."[1]

مارشال جانسون                                                                             
استاد و رئیس بخش آناتومی و توسعه زیست شناسی، مدیر موسسه دانیال باگ[5] ، دانشگاه توماس جفرسون، فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ایالات متحده آمریکا.
نویسنده بیش از 200 اثر علمی که ازجمله؛ دستاوردهای دیگر او می باشد. ریاست پیشین انجمن شناسایی جنین های ناقص الخلقه[6]. پروفسور جانسون، در هفتمین کنفرانس پزشکی عربستان سعودی، در سال 1982 میلادی؛ زمانی که هیئت بررسی ویژه ای برای تحقیق در نشانه

سه‌شنبه، خرداد ۲۰

اینشتین: نادان در عشق!

فرانک مجیدی: هنگامی که سخن از علم به میان می‌آید، نام و یاد اینشتین با احترام در ذهن‌ها زنده می‌شود، اما وقتی پای روابط عاطفی وسط باشد… اینشتین دیگر آن آدم بزرگ نیست! در حقیقت، روابط عاطفی نابغه‌ی بزرگ چار اختلالات کتمان‌نشدنی بود، همان‌طوری که در قطعه‌ی Dear Albert که بر اساس نامه‌های اینشتین در فستیوال جهانی علم در روز ۲۸ می اجرا شد. از روی این ترانه می‌شد استنباط کرد که روابط اینشتین با زنان تا چه حد آشفته، خام و همراه با کندذهنی بوده‌است. چنان‌که پیش از ازدواج‌ش با همسر اولش، میلِوا ماریچ، به او نوشته‌است «با همه احساس تنهایی می‌کنم، جز با تو!» مشخصاً او را بسیار دوست دارد. با این‌همه، عشق آن‌ها نپایید، چرا که انیشتین با همه‌ی وجود خود را وقف در کارش کرده‌بود. میلوا یک بار به دوستی نوشته «او تنها برای [علم] زندگی می‌کند! ما برایش فاقد اهمیت هستیم و در رده‌ی دوم قرار می‌گیریم.»
حتی اینشتین برای طلاق پیش‌قدم می‌شود، اما میلوا این پیشنهاد را رد می‌کند. بنابراین اینشتین شروط گستاخانه‌ای پیش پای همسرش می‌گذارد تا از طلاق منصرف شود: خانه را تمیز کند، لباس‌هایش را بشوید، به او در اتاق کارش سه وعده غذا بدهد، با او هیچ تماس فیزیکی نداشته‌باشد و «وقتی که من خواستم حرف زدن با من را متوقف کن!» میلوا ابتدا برای حفظ زندگی‌ش این شرایط برده‌وار را پذیرفت، اما در نهایت این زوج از یکدیگر در سال ۱۹۱۹ جدا شدند.
6-3-2014 11-37-11 PM
تقریباً هفت سال بود که اینشتین با دخترعموی خود، السا، وارد رابطه‌ای عاطفی شده‌بود. چهار ماه پس از طلاق از همسر اولش، اینشتین با السا ازدواج کرد. در مجموع، این‌بار ازدواج اینشتین موفق‌تر بود، هرچند که السا خود را بسیار تحت‌فشار شهرت همسرش و وقف کامل او به علم فیزیک می‌یافت. اینشتین همچنان مصرانه بر ایده‌اش پای می‌فشرد که «من خود را، بدنم را و روحم را وقف علم کرده‌ام». السا یک بار نوشت «او را شخصتی خارق‌العاده یافته‌ام، هرچند که زندگی با او طاقت‌فرسا و پیچیده است.»
نمی‌توان تردید کرد که اینشتین مانند بسیاری از ما، یا حتی بیش از ما در راه عشق مبارزه کرده است. هیچ‌کس کامل نیست! او نمی‌توانست زندگی‌ای بی‌نظم‌تر از آن‌چه که زیست، داشته‌باشد. شاید همین هرج و مرج ذهنی بود که اینشتین را بدان‌سو سوق داد که سادگی و حقیقت طبیعت را در علم نشان‌مان دهد!

متخصصان افغان بازگشته از ایران، تبعیض همسایه و خودی

چه بسیار تحلیل‌ها و نظریات درباره زوایای پیدا و پنهان سه دهه جنگ در افغانستان، گفته شده اما درباره تاثیر رویدادهای این دوره بر تحرکات قومیتی و مهاجرت به کشور همسایه (ایران) کمتر بحث شده است. حمله شوروی سابق به افغانستان آغازگر موج مهاجرت گروهی مردم افغانستان به کشورهای مختلف شد که در طول سه دهه جنگ، بطور متناوب ادامه داشت. در آن دوره، هر کدام از قومیت های افغانستان براساس گرایش‌های زبانی و مذهبی به یکی از کشورهای منطقه مهاجرت می‌کردند. در این میان، بیشترین موج مهاجرت به کشورهای همسایه بود.

سه دهه زندگی در ایران

ایران، یکی از همسایگانی بود که بیشترین تعداد مهاجر از افغانستان را پذیرفت. در این میان، بیشتر مهاجران

دوشنبه، اردیبهشت ۲۲

ٔدفاع از حقوق مردها


این نوشته از وبلاگ خانمی به‌ نام مژگان برداشته شده، به نظر خیلی جالبه و از یک خانم ایرانی!

Name:  10277367_305075966316881_9122808656962017642_n.jpg
Views: 218
Size:  31.3 KB

یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. 

مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. 
در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. 
وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند...
یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. 
مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... 
همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند... 
ما هم برای خودمان خوشیم! 
مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. 
توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، 
خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه ما را با اشتیاق بخورند .
و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند. 
و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع ،قربان صدقه مان بروند ،
و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!
مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. 
بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند ،
وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. 
و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را هم ، دوست دارند. 
دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، 
نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ 
در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... 
مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... 
درست بر عکس دنیای ما.
بیایید بس کنیم. 
بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. 
من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، 
آنقدر ها که داریم نشان میدهیم، بد نیستند. 
مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. 
کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. 
کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... 
بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.
میم مثل مرد ...
منم قبول دارم,,
سلامتی همه مردای با معرفت...
نشرکنید تا همه بخوانند...
بخدا مردا هم دل دارند.....




حق منبع محفوظست

***************

تقدیم به تمام مردان نه یک مشت آدم نر که اسم مردانگی را خراب کردند

سه‌شنبه، مرداد ۲۲

ممنوعیت تحصیل برای افغانیها و ایرانیها!!

چند روز قبل خبری را در خبرگزاری فرانسه خواندم مبنی بر اینکه ایران تحصیل دانشجویان افغانستانی در بعضی رشته ها را ممنوع اعلام کرده است. و امروز هم دوباره خبر ممنوعیت تحصیل دانشجویان در بعضی رشته ها را خواندم ولی اینبار ممنوعیت تحصیل دانشجویان ایرانی در بعضی رشته ها در آمریکا.


 برای خواندن متن هر دو خبر به لینکها مراجعه نمایید.

تحصیل افغان‌ها در بسیاری از دانشگاه‌های ایران ممنوع شد


دوشنبه، تیر ۳

نیمی پرنده، نیمی ربات: پرنده بیونیکی که حرکات پرواز طبیعی را تقلید می‌کند


احتمالا برای شما هم پیش آمده است که پرنده‌ای در منزل، مدرسه یا محل کار به درون ساختمان آمده باشد و راه خروج را گم کرده و خود را به در و دیوار بکوبد. ترس و جیغ و بهم ریختن محیط هم از تبعات معمول چنین وضعیتی است. اگر شانس دیدن چنین صحنه‌ای را نداشته‌اید، یا دوست دارید دوباره آن را تکرار کنید پرنده بیونیک آویترون ۲ می‌تواند به شما کمک کند!
avitron2
این ماشین با نام Avitron 2.0 R/C Flying Bird و قیمت ۹۹٫۹۹ دلار یک پرنده بیونیک است که توسط کمپانی فرانسویAvitron عرضه می‌شود. این ربات می‌تواند حرکات پرندگان در پرواز طبیعی را شبیه‌سازی کرده و با ۱۲ دقیقه شارژ تا ۸ دقیقه پرواز کند. ریموت این دستگاه برای کار به ۶ باتری AA نیاز دارد.avitron2+remote
این اسباب‌بازی با سرعت قابل تنظیم می‌تواند توسط کودکان ۱۰ سال به بالا نیز مورد استفاده قرار بگیرد.
توضیح این‌که پرواز با حرکتی شبیه بال‌های پرندگان مزیاتی را در مانور پذیری، پرواز درجا و حرکت ماشین‌های پرنده بوجود می‌آورد که توسط سیستم‌های پرواز معمولی مبتنی بر پیشرانه قابل دسترسی نیستند، اما در عوض به مصرف توان بیشتری نیاز دارد و به دلیل وجود قطعات متحرک  استهلاک بیشتری را هم در ماشین بوجود می‌آورد.

باز گذاشتن شیر آب و آبشاری از یخ

ون هسو (Wen Hsu) که ۵۸ سال دارد، در آپارتمانی متروکه در شهر جیلین (Jilin City) چین زندگی می‌کند. با توجه به سرمای شدید هوا او می‌ترسید که لوله‌های آب داخل ساختمان یخ بزنند و او را دچار مشکل کنند. راه‌حل چه بود؟ او به سادگی شیر آب را باز گذاشت!
IceWaterfall-1
ون به مدت ۳۵ سال در این آپارتمان زندگی کرده بود و آخرین فرد مقیم آن بود. حتی پس از این‌که سرمایه‌گذاران به منظور احداث یک فروشگاه بزرگ و جدید همه آپارتمان‌های این بلوک را خریدند، او تصمیم گرفت در آن‌جا بماند. او نگران بود که بواسطه سرمای هوا لوله‌ها آب که عایق‌بندی نشده بودند، یخ زده و بترکند. به همین دلیل شیر آب گرم را باز گذاشت و جریان آب را به بیرون ساختمان هدایت کرد! نتیجه تصاویری است که در این پست می‌بینید.
ون می‌گوید سازندگان این فروشگاه جدید مبلغ اندکی را برای خرید آپارتمان‌اش به او پیشنهاد کرده بودند و با آن پول او نمی‌توانسته آپارتمان دیگری بخرد. بنابراین تصمیم گرفته است که خانه‌اش را نفروشد.
IceWaterfall-2
این اتفاق توجه زیادی را در رسانه‌ها و مقامات دولتی نسبت به مشکل ون برانگیخته است و مقامات دولتی از سازندگان خواسته‌اند که مشکل را به نحوی حل کنند تا ادامه پروژه با مشکل مواجه نشود.

سه‌شنبه، خرداد ۲۱

پناهجویانی که درناروی جواب منفی گرفته اند ! بخوانند!

ازآنجاییکه بسیاری از پناهجویان نمی توانند این هزینه ها را بپردازند، موسسه هایی هستند که پناهجویان را دراین زمینه کمک می کنند. کانون وکلای ناروی درشروع کار پرونده های مهاجرین را به صورت مجانی بررسی می کرد اما در این اواخر پول می گیرند. این کانون پرونده های اندکی را قبول می کنند اما کسانی که پرونده شان توسط این کانون پذیرفته شده شانس قبولی شان 85 در صد بوده است. یعنی از تمام کسانی که پرونده شان با حمایت این کانون به دادگاه فرستاده شده 85 درصد شان قبول شده اند.
سه شنبه 26 مارس 2013بوسيله‌ى کاوه غرجی
اگرشما دوجواب منفی گرفته اید وخطر دیپورت تهدید می کند وتاهنوزهم به هیچ یکی ازمراجع حمایت ازپناهجویان شکایت نکرده اید ویا منتظرمدرک واسناد جدید هستید می توانید به دادگاه شهراسلو نیزشکایت کنید. برای شکایت نیاز به وکیل ندارید. هزینه دادگاه ۲۱۵۰ کرون نارویژی می شود. درصورتی که وکیل نداشته باشید، وکیل مجانی ازطرف دادگاه به شما داده خواهد شد.
قوانین پناهندگی درمجموع برای تمامی خارجیان سخت شده اما قراردادهایی را که دولت افغانستان با کشورهای مانند ناروی وسویدن و استرالیا وچند کشوردیگر بسته وضعیت را برای پناهجویان افغانستانی نسبت به مهاجرین کشورهای دیگر سخت تر کرده است.
نوشته زیرحاصل سه ماه همکاری من با سازمان های حمایت از پناهندگان وخود پناهجویان درکمپ های مختلف ناروی است.
دراین سه سال گذشته وضعیت پناهندگی برای پناهجویان افغانستانی درناروی به بدترین حالت درطی ده سال گذشته رسیده است. قوانین پناهندگی درمجموع برای تمامی خارجیان سخت شده اما قراردادهایی را که دولت افغانستان با کشورهای مانند ناروی وسویدن و استرالیا وچند کشوردیگر بسته وضعیت را برای پناهجویان افغانستانی نسبت به مهاجرین کشورهای دیگر سخت تر کرده است.

دراین اواخرهرهفته شش تاهشت نفرازپناهجویانی که جواب رد گرفته اند ازکمپ ها ومحل کار و شهرهای بزرگ دستگیر وبه صورت اجباری به افغانستان بازگردانده می شوند. این درحالی است که حتی کسانی که جواب منفی دوم رانیزگرفته اند،حق دارند به دادگاه ابتدایی “tingretten” وبعدبه دادگاه “lagmannsretten” ودرصورتی که ازاین دو دادگاه نیزجواب منفی بگیرند، می توانند به دادگاه ” høyesterett” شکایت نمایند. پناهجویانی که

سه‌شنبه، بهمن ۲۴

از شاعران به سیاستمداران: کشتار هزاره‌ها تا کی ادامه دارد؟



*رضا محمدی، شاعر و نویسنده مقیم لندن است.
شاید اگر امروز در یک میهمانی جوانان لندنی صحبت از ریشه‌‌‌‌‌های نژادی و قومی شود، بحثی بسیار مهیجی برای سرگرمی تلقی شود. چرا که آنقدر نژادها در هم آمیخته‌اند که نمی توان به راستی ریشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های واقعی جمعی را پیدا کرد.
اما در همین جهان گل و بلبل هنوز سلاخی‎های عظیمی مثل نسل کشی‎های باور نکردنی رواندا و بوسنی یکباره مثل زخمی بسته نشده سر ریز می‎کند. اما این همه ماجرا نیست. صدها نوع ازین گونه نسل کشی‎ها هنوز در جهان جادویی ما جریان دارد که چشم و گوش بشر شهرهای بزرگ، حتی خبرش را نشنیده اند.
از میان صدها روایتی که ازین نسل کشی‎ها سراغ داریم. یکی از غمبارترین آن‎ها، سرگذشت قوم هزاره است. هم تباران امیر خسرو بلخی و عبدالواسع جبلی دقیقا معلوم نیست از کی وارد سرنوشتی شدند که سلاخ خانه های قومی احاطه اش کرده بودند. چون هیچ کدام ازین دو شاعر بزرگ در شکایت نامه‌های بسیارشان از اهل زمانه، به نژادپرستی کسی اشاره‎ای نکرده اند.
ماجرا ظاهرا قبل از آن شروع می شود که دعوای کوچی ها /چادرنشینان و ده نشین‎های بهسود شعله ور شد یا قبل از آن که در زمان طالبان در مزار شریف عده ای کشته شدند فقط به این دلیل که هزاره بودند یا قبل از آن که در مشهد ایران، کلنل پسیان، ایل هزاره را سرکوب کند.
ماجرا حتی قبل از آن شروع می شود که در ایران هزاره‎ها بربری نام بگیرند و خیلی بهتر که بشود خاوری بشوند یعنی از خاور آمده اند. در پاکستان مغول خوانده شوند و در افغانستان نامی تحقیر آمیز محسوب شود. شاید ماجرا واقعا از روزی شروع شد که سلطان غزنه گفته بود: انگشت در کرده‎ام هر جا قرمطی یافته‎ام کشته‎ام. یا وقتی که امیر عبدالرحمن خان به روایت کاتب دربارش، دوسوم هزاره‎ها را یا قتل عام کرد یا فراری و دستور داد زنان را به عنوان کنیز در بازار بفروشند.
تقریبا در همه سال های پس از آن نسل کشی‌های تاریخی که دقیقا مثل نسل کشی ارامنه و خیلی‎های دیگر در همان روزگار انکار می‎شود. سایه شوم همان تیغ‎های آخته بی دلیل بر سر هزاره ها در هر جایی که مسافر شده‎اند سنگینی می کند.
بدی بزرگ در منطقه ما، به ابهام کشاندن قصه و کتمان وقایع است. تنها سال‎ها بعد از قتل شجاع الملک هزاره حاکم خود مختار خراسان و قتل عام ایل هزاره، تقی خاوری شاعر آوانگارد مشهدی، توانست بخشی ازین تبعیض نژادی شگفت نسبت به هزاره‎ها را بیان کند. ایلی که حالا از سایه سال‎های تحقیر با درخشش تازه‎ای در عرصه‎های اجتماعی سر برآورده اند.
این بیگانگی در پاکستان باعث شده بود تا مردمی که همه عمرشان را با صلح در تجارت و زندگی امروز پاکستان صرف کرده اند محکوم به کشتاری بی‎دلیل و کور شوند. مثلا فکر کن، از خانه خودت در شهر پدری خودت می‎آیی بیرون تفنگی ترا نشانه می گیرد. می‎روی جنازه دوستت را نجات بدهی، بمبی منفجر می‎شود. دولت پاکستان پاسخگو نیست. چرا که دو سال پیش در مقابل سلاخی عظیم بلوچ‎ها نیز نه کسی پاسخی خواست و نه کسی پاسخی داد.
هزاره‎ها اما اقلیتی کم جمعیت اند. به گواهی سایت آمار وزارت دفاع آمریکا مردمی تجارت پیشه و صلح طلب‎اند. هزاره‎ها هنوز هم صلح طلب‎اند. آنها جنازه‎های کشته گان خویش را دفن نکردند تا رد خونشان از خیابان ها پاک نشود و مثل کارگران مزارع موز در داستان گابریل گارسیا مارکز ناگهان از حافظه تاریخ پاک شوند. آنها تفنگ به دست نگرفتند تا خون را با خون جواب بدهند. شروع کردند به نامه نوشتن.
یکی از این نامه ها، نامه ایست با امضای شاعران جهان. بیش از دوصد و هفتاد نفر از مهم‌ترین شاعران جهان و به مدد جهان جدید از بیش از هفتاد کشور دنیا، نامه‎ای نوشته‎اند تا همراهی خویش را با این حرکت صلح طلبانه اعلام کنند و نشان دهند که خون بی‎گناه شاعران جوان هزاره‎ای که با دیگر دوستان هم تبارشان در جهان عقلانی جدید تنها برای یک بازی بیمناک قومی به زمین ریخته، همدردان جهانی بسیاری دارد. چنان که این شاعران در همه فجایع انسانی دیگر نیز دل‎های غمگینشان می تپد.

شاعران به عنوان رسولان رویای آدمی و وارثان خرد و سخن، نامه‌ای به اهل سیاست را امضا کرده‌‎اند تا مردان سیاست راه خون ریزی بیشتر انسان‎ها را بگیرند. چرا که انسان معاصر دیگر نژاد ندارد و نمی‎توان برای نژاد گرایی، گروهی را از حقی محروم کرد. و بعد خون همه انسان‎ها یک رنگ است. خون هر کسی که از فرزندان آدم به زمین می ریزد. خون پسر انسان است. این همه خواسته شاعران جهان در این نامه است.
این نامه که روز گذشته منتشر شد از سوی شاعرانی امضا شده که برندگان جایزه نوبل و پولیتزر و برندگان جوایز ملی و قاره‎ای و همچنین دبیران انجمن های قلم و گردانندگان فستیوال‎های بین المللی شعر هستند.
در بخشی از این نامه آمده است: "اکنون بیشتر از یک قرن مردم هزاره قربانی جنایات سازمان یافته همچون نسل کشی، برده داری، تجاوز جنسی، جنایات جنگی و تبعیض هستند."
نامه شاعران جهان خطاب به دبیر کل سازمان ملل متحد، بان کی مون، خوزه مانوئل باروسو، دبیر کمیسیون اروپا و باراک اوباما رییس جمهور آمریکا است و از آنان خواسته شده تا اقداماتی را روی دست بگیرند که امنیت و سلامت مردم هزاره تضمین شود.
کامران میرهزار، که متن این نامه را تهیه کرده به خبرگزاری بخدی در همین باره توضیح داده که:"ماده‌ دوم کنوانسیون جلوگیری و مجازات نسل کشی با وضعیت مردم هزاره همخوانی کامل دارد و جهان نباید بیش از این، پاک سازی قومی و نسل کشی مردم هزاره را نادیده بگیرد."
در نامه آمده است که هزاره ها در افغانستان، با وجود نیروهای خارجی، به شکل سازمان یافته از سوی گروه‎های تروریستی چون طالبان مورد حمله قرار می گیرند.
گفته شده است: "مسیرهایی که مردم هزاره مسافرت می کنند؛ توسط طالبان مسلح مسدود شده، وسایط نقلیه آنان (هزاره ها) غارت و مسافرانشان کشته می شوند. در مرکز افغانستان جایی که جمعیت قابل توجهی از مردم هزاره به حاشیه رانده شده اند، آنان به حقوق مشروع و اولیه خود دسترسی ندارند."
در ده ژانویه سال جاری نیز، بر اثر دو حمله جداگانه در شهر کویته مرکز ایالت بلوچستان پاکستان، بیش از ۱۰۰ هزاره کشته شدند. پاکستان از جمله کشورهایی است که شاهد کشتار هزاره ها از سوی گروه های تندرو مذهبی چون لشکر تروریستی جنگوی است.
شاعران جهان از رهبران جهان می خواهند که در مورد مردم هزاره وضعیت اضطراری اعلام شود؛ بر حکومت‌های افغانستان و پاکستان فشار دیپلماتیک وارد شود تا به تبعیض و حمایت از گروه های تروریستی پایان دهند.
در بخشی از نامه شاعران آمده: "یک کمیسیون بین المللی حقیقت یاب برای جنایاتی که علیه مردم هزاره صورت گرفته تشکیل شده، پرونده‌های جامع نسل کشی و نقض حقوق بشر در این مورد را در دادگاه هایی همچون دادگاه بین المللی جزایی باز کنند. این نامه توسط شاعران نام آشنایی از آمریکا و انگلیس و فرانسه امضا شده است."
گابریل روزنتاک ایرلندی، ارنا متجوستویک کروات، ساچیدندن هندی،یوری تولویت استونیایی،آنجلینا لونگرنس آمریکایی، آندریا گاربن ایتالیایی، جورج گورگوری رومانیایی و نیل چرکوفسکی آمریکایی از جمله این شاعرانند.
همه این ماجرا هم به خواسته‎ای مثل خواسته خالد حسینی در آخر کتاب بادبادک باز را دارند. جایی که شخصیت داستان به مردی از نسل گذشته اش می گوید: این پسر نام دارد. او را به قومیتش نشناسید. به نامش بشناسید.

منبع: بی بی سی فارسی

چهارشنبه، دی ۲۰

مرد طلایی یا مردی با پوششی از طلا


اقدام جالب یک مرد هندی برای تور کردن خانوم ها





غالباً می گویند پول نمی تواند عشق بخرد اما یک مرد هندی با پرداخت 14 هزار پوند برای ساخت یک لباس طلا امیدوار است توجه زنان را به خود جلب کند. این مرد 32 ساله با پرداخت این مبلغ و صرف 16 ساعت روزانه طی دو هفته توانست یک تی شرت از جنس طلا بسازد، او این لباس را با مچ بند و گردنبند و ساعت طلا ست کرده است.




او می گوید شاید من زیباترین مرد دنیا نباشم اما آیا زنی میتواند در مقابل این همه طلا مقاومت کند. لباس طلا یکی از

شنبه، دی ۱۶

استخدام قاتل مجازی برای ترور شخصیت فرزند در بازی کامپیوتری


اعتیاد به بازی های کامپیوتری برای بعضی از علاقمندان یک مشکل جدی به حساب می آید. راه حل های مختلفی هم برای ترک این اعتیاد وجود دارد که برخی از آنها به خوبی عمل می کنند. اما یک پدر چینی راه حل عجیبی برای ترک اعتیاد پسرش به یک بازی کامپیوتری انتخاب کرده است.

این پدر آنقدر از اعتیاد پسرش به یک بازی کامیپوتری ناراحت بوده که یک راه حل منحصر به فرد انتخاب کرده است. او به این نتیجه رسیده که اگر پسرش مرتب در بازی ببازد، بعد از مدتی انگیزه اش را از دست خواهد داد و دیگر سراغ این بازی نخواهد رفت.

بنابراین او سراغ یک بازیکن حرفه ای این بازی رفته (نام بازی اعلام نشده) و او را استخدام نموده تا به عنوان قاتل شخصیت مجازی پسرش فعالیت کند! وظیفه قاتل این بوده که مرتب شخصیت پسرش را در ابتدای بازی بکشد تا او انگیزه اش را از دست بدهد. او بازیکنانی را به عنوان قاتل اسختدام می کرده که حرفه ای تر از پسر خودش بوده اند و Level بالاتری داشته اند.

اما این تلاش پدر در نهایت سبب نشد که پسرش زیائو دست از بازی بکشد. چرا که پسر متوجه کار پدر شده و این تبدیل به انگیزه ای شده تا بیشتر بازی کند و از عهده قاتلان بربیاید!

تلاش این پدر که در نهایت موفقیت آمیز نبود. اما شاید بهتر باشد زیائو واقعا این بازی را ترک کند. چون که با این وضعیت ممکن است پدرش راه حل های خطرناک تری انتخاب کند.

منبع : narenji

یکشنبه، آذر ۲۶

عکس: غذای لوكس سعودی‌ها


با داغ شدن بازار فروش ملخ در استان "رابغ" عربستان، قیمت آن به صورت بی سابقه‌ای جهش یافت به صورتی كه بهای هربسته بزرگ آن از 360 به 500 ریال و بسته كوچك آن از 85 به 220 ریال سعودی افزایش یافت.

به گزارش مشرق صادرات این محصول زنده به استانهای عربستان و حتی كشورهای دیگر مانند كویت و كشورهای عضو شورای همكاری، در افزایش بهای ملخ نقش داشته است.


ملخ از طبیعت شكار شده و به صورت زنده به مشتریان عرضه می شود. روزنامه سعودی "المدینه" تأكید كرد، افزایش قیمت ملخ موجب شده است كه در عربستان، كویت و برخی كشورهای شورای همكاری، فقط برخی از ثروتمندان در مناسبتهایی آن را سر سفره خود ببینند


بر اساس این گزارش، بازار ملخ در استان رابغ، از نخستین ساعات صبح با حضور صدها تن از صیادان و تجار آغاز می شود.


المدینه نوشت، اگر در این بازار كودكان به دنبال شما دویدند و شما را متوقف كردند تا یك ملخ فراری را كه روی شانه و یا لباس شما نشسته به دام بیندازند، تعجب نكنید.


ملخ در این بازار فقط به صورت زنده عرضه می شود، زیرا فقط از این راه است كه مشتری می تواند مطمئن شود ملخ ها با سم و یا حشره كش شكار نشده اند.


شكار، فروش و صادرات ملخ اكنون به فعالیت و حرفه ای شاخص در استان رابغ عربستان تبدیل شده است.


"ابوزید البقیلی" از صیادان و فروشندگان ملخ در این‌باره می گوید: در عربستان ملخ غذا و دارو است؛ زیرا ملخ كپسولی است كه از انواع درختان و گیاهان دارویی تغذیه كرده است.

پنجشنبه، آذر ۲۳

فرق روانشناسی با حقوق!

پسر جوانی در کتابخانه از دختری پرسيد: «مزاحمتان نمی شوم کنار دست شما بنشينم؟»

دختر جوان با صدای بلند گفت: «نمی خواهم يک شب را با شما بگذرانم»

تمام دانشجويان در کتابخانه به پسر که بسيار خجالت زده شده بود نگاه کردند. پس از چند دقيقه دختر به سمت آن پسر رفت و در کنار ميزش به او گفت: «من روانشناسی پژوهش می کنم و ميدانم مرد ها به چه چيزی فکر میکنند، گمان کنم شما را خجالت زده کردم درست است؟»

پسر با صدای بسيار بلند گفت: «200 دلار برای يک شب!!؟ خيلی زياد است!!!»

وتمام آنانی که در کتابخانه بودند به دختر نگاهی غير عادی کردند، پسر به گوش دختر زمزمه کرد« من حقوق میخوانم و ميدانم چطور شخص بيگناهي را گناهکار جلوه بدهم!!»

آمار

با دیگران به اشتراک بگذارید